تبليغاتX
آوازهای خاربیابان - خیام در باغ اضطراب (بخش پنجم)
اشکان آویشن Ashkan Avishan

 

«حضور شخصیت‌هایی نظیر خیام در هر فرهنگ و زبان و سرزمینی که باشد، به دل‌ها گرمی می‌دهد و به اندیشه‌ها به عنوان عصاره‌های تمدن و اندیشه، اعتماد به نفس می‌بخشد. خیام در عصری که می‌زیست، اگر چه می‌دانست که در ردیف برگزیدگان فکری فرهنگ ایران و انسان است اما هرگز تصورنمی‌کرد که زمزمه‌های خلوت‌نشینانه‌ی او یعنی رباعی‌هایش، جهانی را تا این حد به اندیشه‌وادارد و در خلال هزار سال بعد از مرگ وی، دیگر آدمیان ژرف‌اندیش را نیز با کلمات کاونده‌اش، در تارهای تاریک همان نگرانی‌های حاصل از تصادم مرگ و زندگی فرو بَرَد.»

 

خیام جواب می‌دهد:« شما از معدود سیاستمدارانی هستید که باید همچنان ادیب باقی می‌ماندید. زیرا سیاست از سرشتی غبارآلود برخوردار است. حقیقت در مزرعه‌ی سیاست، از ارزش نوسانی شگفت‌انگیزی برخوردار است. گاهی همچون یک سنگ بی‌ارزش به نظر می‌آید و گاه مانند یک تکه طلای ناب. زمانی بازتاب همه‌ی زندگی است و دیگر روز، تجلی مرگ و سیاهی. از این رو، نگاه سیاستمداران به دنیای اطراف، با نگاه ادیبانه، هنرمندانه و انسانی، تفاوت‌های چشمگیر دارد. من خوشحالم که شما در جوهر خویش در واقع ادیب و انسانی باقی‌مانده‌اید و گرنه حتی از من نمی‌خواستید که طرف مشورتتان قرارگیرم. بسیاری از سیاستمداران دنیا، زمانی که وارد این بازی اعتماد‌ناپذیر می‌شوند، بسیاری از قول و قرارهای دیرینه‌ی خویش را با دوستان قدیم یا به فراموشی می‌سپرند و یا برای تغییر رفتار خود، هزار و یک استدلال تازه ارائه می‌دهند. در حالی که شما هنوز نه تنها دوست دیرین خود را فراموش‌نکرده‌اید بلکه با او در برخی از کارها، مشورت نیز می‌کنید.»

 

خواجه از محبت خیام در ارزیابی وی، تشکر می‌کند و ادامه می‌دهد:« من خوب می‌فهمم که شما مرا می‌فهمید. این نوع صحبت‌کردن‌ها، صحبت انسانی است که نه به سیاست آویزان است و نه به دیگر بند و بست‌های آشکار و نهان روزگار. درست به همین دلیل است که راهنمایی‌ها و نگرش‌های شما برایم اهمیت‌دارد. می‌دانم که برزبان آوردن آن‌ها نه برای دفع ضرر است و نه برای به‌دست آوردن سود. در این لحظه‌ی تاریخی، من از آن جهت از شما کمک‌ می‌خواهم که خود را در دوراهه‌ی خشونت و سازش، سرگردان می‌بینم. من می‌دانم که حسن صباح حتی به خون من تشنه‌است. اما در گیرو دار بازی‌های سیاسی، من نه به کینه‌ی بسیار عمیق او به خود فکر می‌کنم و نه تنها به یک راه حل که از جمله می‌تواند آمیخته با خشونت‌باشد. اینک که شما که فراتر از افق روز و هفته و ماه و سال به دنیا و رویدادهای آن نگاه می کنید، فکر می‌کنید برای آرام ساختن ذهن نگران مردم و محدود کردن «صبّاحیان» در قلعه‌ی الموت، چه باید کرد؟ من تردید ندارم که اگر امروز نجنبیم، فردا بسیار دیر است. از این رو باید چاره‌ای اساسی اندیشید.»

 

خیام که حالتی بسیار متفکر و کمی اندوهگین دارد، در جواب خواجه چنین می‌گوید:«به یاد داشته‌باشید که شورش‌هایی از این نوع، همیشه در تاریخ وجود داشته‌است. اگر من به معروف‌ترین آن‌ها اشاره‌کنم، قیام مزدک و مانی است در دوران ساسانیان. چنان که می‌دانید، قباد پدر انوشیروان، تنها از راه خشونت و حتی فریب توانست آنان را به طور موقت از پا درآوَرَد. باید گفت که حتی کشتار مزدکیان در دوران قباد و کشتار مانویان در دوران حکومت شاپور ساسانی، نتوانست گرهی از هزاران گره زندگی اجتماعی حکومت و مردم در آن زمان بازکند. اگر این دو تفکر در دوران قبل از اسلام به این شکل سرکوب نمی‌شدند، شاید که گسترش افکار آن‌ها و نیز محبوبیتشان در نزد مردم امروز، تا این حد بالا نبود. فهیمدن اندیشه‌های یک‌شخصیت با همدردی نشان‌دادن و خود را دربست تسلیم آن کردن، دو موضوع متفاوت است.»

 

«بسیاری از مردم روزگار ما نسبت به بسیاری از شخصیت‌های معاصر خود و یا حتی آنان که به تاریخ پیوسته‌اند، نوعی همدلی و همدردی نشان‌می‌دهند بی‌آن که عمق تفکرات و یا اندیشه‌های آنان را دریابند. در همین روزگار که آزاداندیشی شماری و تعصب‌ورزی شماری دیگر، بدل به موضوع حاد روزگار و درگیری‌های بسیار شده، کسان فراوانی هستند که بر سر طرف‌داری از آنان و یا مخالفت با آنان، حاضرند تا پای جان، قدم پیش‌نهند. انگار مهم آنست که گفته‌شود حق با آن‌هاست اگر چه در چاه باطل فرو رفته‌باشند. اما در عمل، باید دانست که آنان درگیر تعبیرات سطحی خویش از آن شخصیت‌ها هستند بدون آن که توانایی شخم‌زدن اندیشه‌های آنان را داشته‌باشند. من برای بزرگی شخصیت مانی و مزدک، حرمت بسیار قائلم. آن چه که مطرح می‌کنم، در واقع نوع تلقی مردم از آنان است. از این رو شما باید نسبت به حسن صباح و یارانش با احتیاط رفتارکنید. اگر آنان جزو مقدسات مردم شوند، در عمل آن چه را که رشته‌اید، از آن سوی دیگر، پنبه کرده‌اید. اما اگر آرام آرام، از شدت فعالیت‌های هراس‌انگیز آنان کاسته‌شود و تبلیغات پراحساسی خشمگینانه‌ای هم علیه آن‌ها صورت نگیرد، چه بسا نگرانی شما و سلطان ملکشاه نیز به تدریج برطرف گردد.» خواجه در جواب خیام می‌گوید:«استاد بزرگوار و دوست دیرین مکتب‌خانه‌ای من! آن‌چه را که شما با این وضوح بر زبان می‌آورید، من در میان انبوهی از نگرانی‌ها و گرفتاری‌های روزمره، هرگز بدان نیندیشیده‌بودم. اگر همه‌ی امکانات و تصمیم‌گیری‌ها در اختیار من باشد، بی‌تردید، چنان عمل‌خواهم کرد که شما می‌گوئید.»

 

در بخش سوم، در پرده‌ی دوم نمایشنامه، خیام به تنهایی وارد صحنه می‌شود. در قیافه‌ی او نوعی نگرانی عمیق، حضور آشکار دارد. احساسی که به ببننده القاء می‌شود آنست که او از دو موضوع اساسی در رنج است. نگرانی آغازین وی، نادانی مردم و فساد دوران است. نادانی مردم موجب شده است که کارها خواسته یا ناخواسته، در همان سمت و سویی حرکت داده شود که در واقع، ریشه در نادانی آنان دارد و از طرف دیگر، تقویت‌کننده‌ی همان نادانی‌هاست. در این بُعد، خیام با همه‌ی حرمتی که برای مردم به عنوان انسان قائل است، سخت از آنان می‌ترسد و به هیچ‌کس نیز اعتماد نمی‌کند. از همین رو، به طور عمده، سر در کار خود دارد و دور از جنجال‌های سیاسی عصر، به نوشتن و سرودن و اندیشه ورزی مشغول است. نگرانی دوم خیام مربوط به زندگی انسان و فلسفه‌ی گنگ و دور از منطق به دنیا آمدن و سپس پس از مدتی کوتاه مردن اوست. این نگرانی انسانی، انگار در خلال همه‌ی سال‌های زندگی خیام بر روح و اندیشه های وی تازیانه زده‌است.

 

                                                                                                                     ادامه دارد

 

برای خواندن بخش چهارم « خیام در باغ اضطراب » می‌توانید به این‌جا مراجعه‌کنید:

 

http://www.barikeha.blogfa.com/post-182.aspx

 

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 1:42  توسط A.Avishan  | 
 
script language=JavaScript> var message=""; /////////////////////////////////// function clickIE() {if (document.all) {(message);return false;}} function clickNS(e) {if (document.layers||(document.getElementById&&!document.all)) { if (e.which==2||e.which==3) {(message);return false;}}} if (document.layers) {document.captureEvents(Event.MOUSEDOWN);document.onmousedown=clickNS;} else{document.onmouseup=clickNS;document.oncontextmenu=clickIE;}